كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
269
ده سفرنامه ( فارسى )
عده « لوطى » با ميمونهايشان ايستاده بودند هودج زيبايى را كه شاه در آن نشسته بود از پشت فيل بر زمين نهادند هنگامى كه شاه از هودج پياده شد « زنبوركخانه » به صدا درآمد معمولا هر موقع شاه از اسبش پياده مىشود به احترام شاه چند گلوله شليك مىنمايد . ما در دار الحكومه شيراز اين نوع جنگافزار را از نزديك مشاهده نموديم « زنبورك » توپ كوچكى است كه آن را بر پشت شتر حمل مىنمايند و توپچى در پشت زنبورك با افسار بلندى كه در دست دارد بهخوبى مىتواند حيوان را در هنگام شليك مهار نمايد او كت قرمزى بر تن دارد و لبه كلاهش نيز آهنى مىباشد و هر شتر نيز يك پرچم سهگوش يا قرمز را بر پشت خود حمل مىنمايد و با اين ترتيب در حدود يكصد شتر حامل زنبورك در ميدان به چشم مىخورد كه پس از پايان مراسم سلام ، دستجمعى به پشت چادر مخصوص شاه هدايت شدند و در آنجا به استراحت پرداختند ظاهرا زنبوركخانه سلاح بسيار خوبى است اين نوع جنگافزار با اينكه بسيار كمهزينه مىباشد در كشورهاى آسيائى نتيجه خوبى بهبار مىآورد با اينكه ايرانيها مردم رازدارى هستند ميرزا شفيع در گفتگوهايش با سفير متذكر شد كه زنبوركخانه جنگافزارى است كه روسها از آن بسيار مىترسند در مسابقه اسبدوانى ظاهرا استقامت و شكيبايى در طى مسافت بيشتر مورد نظر است تا سرعت و چالاكى اسب در دويدن : اولين جوايزى كه شاه به سواركاران اعطا كرد ، متعلق به دو گروه سواركار بود كه از مسافتى در حدود دوازده تا بيست مايلى تا اينجا اسب تاخته بودند هر گروه مركب از دوازده اسب ظاهرا نحيف و لاغر بودند كه سواركار هريك بچه ده دوازدهساله بودند لباسهايشان كهنه و مندرس ، و هركدام يك پيراهن و يك نيمشلوار و يك كلاه و يك جفت كفش بر تن داشتند .